مرگ عقبه اول سکرات موت و شدت جان کندن است ازسخت ترین سکرات موت،سختی جان کندن است و زمانی که روح از بدن جدا می شود، که اگر دلبستگی زیادی به مال و منال دنیا و خانواده داشته باشد،بسیار سخت است. شیخ کلینی«رحمة الله» روایت کرده از حضرت صادق«علیه السلام» که حضرت امیرالمومنین را درد چشمی عارض شد، حضرت رسول«صلی الله علیه وآله وسلم» به عیادت آن حضرت تشریف برد،دید او را که صیحه و فریاد می کشد. فرمود که:آیا این صیحه از جزع و بی تابی است یا از شدت درد است؟ امیرالمومنین«علیه السلام» عرض کرد: یا رسول الله! من هنوز دردی نکشیدم که سخت تر از این باشد. فرمود: یا علی!چون ملک الموت نازل شود به جهت قبض روح کافر با خود بیاورد سیخی از آتش،پس بیرون کشد روح او را با آن سیخ! پس صیحه کشد جهنم! حضرت امیرالمومنین«علیه السلام» چون این را شنید برخاست و نشست و گفت: یا رسول الله! اعاده فرما بر من این حدیث را،زیرا درد مرا فراموشی داد. پس گفت: آیا از مت شما کسی به این نحو قبض روح می شود؟ فرمود: بلی حاکمی که جور کند، و کسی که مال یتیم را به ظلم و ستم بخورد،وکسی که شهادت دروغ دهد. و اما چیزهایی که باعث آسانی سکرات موت است: شیخ صدوق از حضرت صادق«علیه السلام» روایت کرده که فرمود: هر که خواهد که حق تعالی براوآسان کند سکرات مرگ را،پس باید که صله ارحام و خویشان خود کند و به پدر و مادرخود نیکی و احسان کند،پس هرگاه چنین کند خداوند بر او آسان کند دشواری های مرگ را و در حیات خود فقر به او نرسد هرگز. از امام صادق«علیه السلام» مروی است که هر که بپوشاند برادر خود را جامه زمستانی یا تابستانی،حق است بر خداوند تعالی که او را بپوشاند از جامه بهشت و آنکه آسان کند بر او از سکرات مرگ و گشاد کند بر او قبر او را. و از حضرت رسول«صلی الله علیه و آله وسلم» منقول ایت که هر که بخوراند برادر خود را حلوایی،حق تعالی برطرف کند از او تلخی مرگ را. و شیخ صدوق از حضرت صادق«علیه السلام» روایت کرده که هر که یک روز از آخر ماه رجب روزه بگیرد،حق تعالی او را ایمن گرداند از شدت سکرات مرگ،وازهول بعد ازمرگ وازعذاب قبر. عقبه دوم عدیله عند الموت است یعنی عدول کردن از حق به باطل در وقت مردن و آن چنان است که شیطان نزد محتضر حاضر شود و وسوسه کند و اورا در تشکیک اندازد تا او را از ایمان بیرون کند و از این جهت است که در دعاها استعاذه از آن شده. همانطور که حتما فهمیدید این عقبه بسیار با اهمیت است که اگر به سلامت از آن نگذریم کافر از این دنیا می رویم. برای راحتی از این عقبه مواظبت بر نمازهای پنجگانه بسیار مفید است. درحدیثی است که در مشرق و مغرب عالم اهل بیتی نیست مگر آنکه ملک الموت در هر شبانه روز در اوقات نماز پنج گانه به ایشان نظر می کند،پس هرگاه کسی را که می خواهد قبض روح کند از کسانی باشد که مواظبت داشته به نمازو نمازها را در اوقات خود بجا آورده،ملک الموت تلقین کند او را شهادتین و دور کند از او ابلیس را. تسبیحات حضرت زهرا«علیه السلام» نیز بسیار مفید است و در انگشت کردن انگشتر عقیق،بخصوص اگر عقیق سرخ باشد و خصوص اگر بر آن نقش باشد«محمد نبی الله و علی ولی الله»، خواندن سوره مومنون درهر جمعه بسیار نافع است. درهمین مورد حکایتی را نقل می کنند: نقل است که فضیل بن عیاض که یکی از رجال طریقت است،شاگردی داشت که اعلم شاگردان او محسوب می شده،وقتی ناخوش شد،هنگام احتضار فضیل به بالین او آمد و نزد سر او نشست و شروع کرد به خواندن سوره «یس». آن شاگرد محتضر گفت: مخوان این سوره را ای استاد! پس فضیل ساکت شد و به او گفت: بگو لا اله الا الله، گفت: نمی گویم آن را به جهت آنکه (العیاذ بالله) من بیزارم از آن،پس به این حال مرد. فضیل از مشاهده این حال بسی در هم شد، وبه منزل خود رفت و بیرون نیامد. پس او خواب دید که او را به سوی جهنم می کشند. فضیل از او پرسید که تو اعلم شاگردان من بودی چه شد که خداوند معرفت را از تو گرفت و به عاقبت بد مردی؟ گفت:برای سه چیز که در من بود: اول: نمامی و سخن چینی، دوم: حسد بردن، سوم: آنکه من علتی داشتم و به طبیبی عرضه کرده بودم، او به من گفته بود که در هر سال یک قدح شراب بخور که اگر نخوری این علت در تو خواهد ماند. پس من بر حسب قول آن طبیب شراب خوردم، به این سه چیز که در من بود عاقبت من بد شد و به آن حال مردم. آمده است هر که زکات خود را ندهد اگر به درهمی باشد،پس وقت مردن یا به مذهب یهود بمیرد و یا به مذهب نصارا. عقبه اول وحشت قبر است در کتاب«من لا یحضره الفقیه» است که چون میت رابه نزدیک قبر آورند به ناگاه او را داخل قبر نکنند، بدرستی که از برای قبر هول های بزرگ است، وپناه برد حامل آن به خداوند تعالی از هول مطلع و بگذارد میت را نزدیک قبر، و اندکی صبر کند تا استعداد دخول را بگیرد؛ پس اندکی او را پیشتر برد و اندکی صبر کند، آن گاه او را به کنار قبر برد. در حدیث حسن از یونس منقول است که گفت: حدیثی از حضرت امام موسی کاظم(ع) شنیده ام که در هر خانه ای که بخاطرم میرسد، آن خانه با وسعتش بر من تنگ می شود، وآنست که فرمودند: چون میت را به کنار قبر بری ساعتی او را مهلت ده، تا استعداد سوال نکیر و منکر بکند... قطب راوندی روایت کرده که: حضرت عیسی(ع) صدا زد مادر خود حضرت مریم(ع) را بعد از مردنش و گفت: ای مادر!با من تکلم کن؛ آیا می خواهی به دنیا برگردی؟ گفت: بلی!برای آنکه نماز گزارم برای خدا در شب سرد،وروزه بگیرم در روز بسیار گرم. ای پسر جان من! این را بیمناک است. سید بن طاووس از حضرت رسول (ص) روایت کرده که فرمود: نمی گذرد بر میت ساعتی سخت تر ز شب اول قبر، پس مردگان خود را به صدقه رحم نمایید، واگر نیافتی چیزی که صدقه بدهی پس یکی از شماها دو رکعت نماز کند، بخواند در رکعت اول فاتحه الکتاب یک مرتبه، وقل هو الله احد دو مرتبه، و در رکعت دوم فاتحه یک مرتبه و الهیکم التکاثر ده مرتبه و سلام دهد.و ثواب آن را به قبر فلان میت بفرستد. حکایت شیخ ما ثقة الاسلام نوری در «دارالسلام» از شیخ خود معدن الفضایل و المعالی، مولانا الحاج ملا فتحعلی سلطان آبادی نقل کرده که فرمود: عادت و طریقه من بر آن بود که هر کس از دوستان اهل بیت را که خبر فوتش را می شنیدم دو رکعت نماز در شب دفن او برای او می گزاردم، خواه آن میت را بشناسم یا نشناسم، وهیچ کس بر این طریقه من مطلع نبود، تا آنکه روزی یکی از دوستان، مرا در راهی ملاقات کرد. گفت: دیشب خواب دیدم فلان شخص را که در این ایام وفات کرده. و پرسیدم از حال او و از آنچه بر او گذشته بعد از مردن؟ گفت: من در سختی و بلا بودم و مال کارم به عقاب بود، الا آنکه دو رکعت نمازی که فلانی خواند و اسم شما را برد آن دو رکعت نماز مرا از عذاب نجات داد؛ خدا رحمت کند پدرش را به این احسانی که از او به من رسید..... وچیزهایی که نافع است برای وحشت قبر آنکه رکوع نماز را کامل و تمام کند، چنانکه از حضرت امام محمد باقر(ع) مروی است که کسی که تمام کند رکوع خود را داخل نشود او را وحشتی در قبرش. ونیز آنکه در هر روزی صد مرتبه بگوید: «لا اله الا الله الملک الحق المبین» ونیز آنکه بخواند سوره«یس» را پیش از خواب و آنکه بخواند نماز لیلة الرغائب را. و روایت شده که هر که دوازده روز از ماه شعبان روزه بگیرد، زیارت کنند او را در قبر او هر روزی هفتاد هزار هزار ملک تا وقت دمیدن صور. و هر که عیادت کند مریضی را حق تعالی موکل فرماید به او ملکی که عیادت می کند او را در قبرش تا وقتی که وارد محشر شود. و از ابو سعید خدری منقول است: شنیدم که حضرت رسول(ص) به علی (ع) می فرمود: یا علی! شاد شو و مژده بده که نیست برای شیعه تو حسرتی وقت مردن و نه وحشتی در قبور و نه اندوهی در روز نشور.... پس ای دوستان بیایید ولایت علی(ع) را در دل داشته باشیم حتی اگر شده برای نجات خودمان. عقبه دوم ضغطه و فشار قبر است این عقبه ای است بسیار دشوار که تصورش دنیا را بر انسان تنگ میکند. حضرت علی (ع) فرمود: ای بندگان خدا! بعد از مرگ برای کسی که آمرزیده نشود شدیدتر از مرگ است، از قبر وتنگی و تاریکی و غربت آن بر حذر باشید، همانا قبر در هر روز می گوید: من خانه غربتم، من خانه وحشتم، من خانه کرم هستم. قبر یا باغی از باغهای بهشت و یا گودالی از گودالهای آتش است....همانا زندگی و معیشت سخت که خدا دشمن خود را از آن ترسانده، عذاب قبر است. همانا در قبر نود و نه مار بزرگ بر کافر مسلط می شوند، گوشت او را نیش می کشند و استخوانش را میشکنند و تا روز رستاخیز تکرار میکنند. اگر یکی از آن مارها در زمین بدمد زراعتی نخواهد رویاند. ای بندگان خدا نفس های ضعیف و بدن های نرم و نازک شما که کمی از اینها برایش کا فی است از این(عذاب) ، ضعیف و ناتوان است. بدانکه عمده عذاب قبر از عدم احتراز از بول و استخفاف به آن، یعنی سهل شمردن آن ، و زا نمامی و سخن چینی کردن وغیبت نمودن و دور شدن مرد است از اهل خود. واز روایت «سعد بن معاذ» مستفاد می شود که بدخلقی مرد با اهل خود و درشتی گویی به اهل خود نیز سبب فشار قبر می شود. وبه روایتی از حضرت صادق(ع) مرویست که هیچ مومنی نیست مگر آنکه از برای او فشار قبر است. ودر روایت دیگر است که فشار قبر کفاره آن نعمتی است که آن مومن تضییع کرده. و شیخ صدوق (رحمة الله) از حضرت صادق (ع) روایت کرده که مردی از احبار را در قبرش نشاندند و گفتند: ما صد تازیانه به تو می زنیم از عذاب خدا، گفت: من طاقت ندارم. پی کم کردند تا رساندند به یکی و گفتند چاره ای از یک تازیانه نیست. گفت: به چه سبب می زنید؟ گفتند: به سبب آنکه نماز خواندی روزی به غیر وضو، وگذشتی بر ضعیفی پس او را یاری نکردی. پس او را یک تازیانه از عذاب الله زدند که قبرش مملو از آتش شد. و نیز از آن حضرت روایت کرده که هر مومنی که برادر مومن او از او حاجتی بخواهد و او توانایی داشته باشد که آن حاجت را برآورد و نیاورد، حق تعالی مسلط فرماید بر او در قبر او مار عظیمی که او را «شجاع» گویند که پیوسته بگزد انگشتان او را.و در روایت دیگر است که بگزد انگشتان او را تا روز قیامت خواه آمرزیده باشد یا معذب باشد. چیزهایی که باعث نجات از فشار قبر است : اول: از حضرت امیرالمومنین(ع)روایت شده که هرکه در هر جمعه سوره«نساء» بخواند از فشار قبر ایمن است. دوم: روایت شده که هرکه مداومت مند به خواندن سوره«زخرف» حق تعالی او را در قبرش از جانوران زمین و از فشار قبر ایمن گرداند. سوم: روایت شده هر که سوره«ن و القلم» را در فریضه با نافله بخواند حق تعالی او را از فشار قبر پناه دهد. چهارم: از حضرت صادق(ع) منقول است که هر که بمیرد ما بین زوال روز پنجشنبه تا زوال روز جمعه، حق تعالی او را از فشار قبر پناه دهد. پنجم: از حضرت امام رضا(ع) منقول است که فرمود:بر شما باد به نماز شب، نیست بنده ای که برخیزد آخر شب و بجا آورد هشت رکعت نماز و دو رکعت نماز شفع و یک رکعت وتر و استغفار کند در قنوت وتر هفتاد مرتبه، مگر آنکه پناه داده شود از عذاب قبر و از عذاب جهنم و طولانی شود عمرش، و معیشتش گشاد وشد. ششم: از حضرت رسول(ص) مرویست که هر که بخواند«الهیکم التکاثر» را در وقت خواب، نگاه داشته شود از عذاب قبر. هفتم: آنکه دفن شود در نجف اشرف، زیرا که از خواص آن تربت شریف آنست که عذاب قبر و حساب منکر و نکیر از کسیکه در ان مدفون شود ساقط می شود. هشتم: آنکه چهار روز از ماه رجب روزه بگیرد و همچنین است روزه گرفتن دوازده روز ازشعبان. عقبه سوم ازعقبه های قبرسوال نکیر ومنکراست از حضرت صادق(علیه السلام) روایت شده که فرمود: نیست ازشیعه ما هرکه انکار کند سه چیزرا: معراج وسوال نکیرومنکردرقبروشفاعت. وروایت شده که آن دو ملک به هیئت هولناکی می آیند، صدای ایشان مثل رعد غرنده وچشمهایشان مثل برق خیره کننده. سوال کنند که پروردگارت کیست؟و پیغمبرت کیست؟ ودینت چیست؟ ونیزسوال کنند ازولی وامام او. پس درآن حال چون جواب دادن سخت است بر میت، و محتاج است به اعانت، لاجرم برای مرده دوجا تلقین ذکرکرده اند. یکی وقتی که اورا درقبرگذارند و بهتر آنست که به دست راست، دوش راست اورا، و به دست چپ، دوش چپ او را بگیرند وحرکت دهند و تلقین کنند، ودیگر وقتی که اورا دفن کردند. سنت است که ولی میت ــ یعنی اقرب خویشان او ــ بعد ازآنکه مردم از سر قبر او برگردند نزد سر میت نشیند و به صدای بلند او را تلقین کند، و خوب است که دو کف دست را روی قبر گذارد و دهان را نزدیک قبر برد، واگردیگری را نائب کند نیزخوب است. و وارد شده است که چون این تلقین را بکند منکر به نکیرمی گوید: بیا برویم، تلقین حجتش کردند احتیاج به پرسیدن نیست، پس برمیگردند و سوال نمی کنند. از حضرت صادق(علیه السلام) منقول است که چون مومن را داخل قبرکنند نماز در طرف راست او واقع شود، زکوة درطرف چپ او، و بریعنی نیکویی واحسان او مشرف براوشود، و صبراودرناحیه ای قرارگیرد، پس وقتی دو ملک سوال بیایند، صبربه نمازو زکوة و برگوید: شا صاحب خود را دریابید یعنی میت را نگاهداری کنید، پس هرگاه عاجزشدید ازآن، من هستم نزد آن. و شیخ صدوق(رحمة الله) در فضیلت روزه شعبان روایت کرده که هر که نه روز از آن را روزه دارد منکرونکیربر او وقت سوال مهربان شوند. و ازحضرت باقر(علیه السلام) فضیلت بسیار وارد شده برای کسی که احیا دارد شب بیست و سوم ماه رمضان را و صد رکعت نماز درآن گذارد، ازجمله آنکه حق تعالی رفع کند از او هول منکرونکیر را، و بیرون بیاید از قبرش نوری که روشنی دهد برای اهل جمع. و از حضرت رسول(صلی الله علیه و آله و سلم) روایت شده که در خضاب چهارده خصلت است، یکی از آنها را این شمرده که نکیرومنکراز او حیا می کنند. و همانطور که قبلا هم گفته بودم از خواص تربت پاک نجف، یکی از آن خواص آن است که سوال نکیرومنکر بر کسی که در خاک آن مدفون است ، ساقط می شود.درهمین مورد حکایتی را نقل میکنند: حکایت علامه مجلسی(رحمة الله) در تحفه از«ارشاد القلوب» و«فرحة الغری» نقل کرده که مرد صالحی از اهل کوفه گفت: من در شب بارانی درمسجد کوفه بودم. ناگاه دری را که در جانب قبر مسلم(علیه السلام) است کوبیدند. چون در را گشودند جنازه ای را داخل کردند و در صفه ای که در برابر قبر مسلم است گذاشتند. یکی از ایشان را خواب برد. در خواب دید که دو شخص نزد جنازه حاضر شدند، و یکی به دیگری گفت که ببین ما را با او حسابی هست تا از او بگیریم پیش از آنکه از رصافه بگذرد که بعد ازآن ما به نزدیک او نمی توانیم رفت. پس بیدار شد و خواب خود را برای رفیقان نقل کرد و در همان ساعت آن جنازه را برداشتند و داخل نجف کردند که از حساب و عذاب نجات یابد. حکایت دوم از کتاب« حبل المتین» نقل است که« میر معین الدین اشرف» که یکی از صلحاء خدام روضه رضویه بود نقل کرده که در خواب دیدم که در دار الحفاظ یا کشیک خانه مبارکه هستم و بیرون آمدم از روضه متبرکه به جهت تجدید وضوء، پس چون به صفه میرعلی شیر رسیدم، جماعت بسیاری را که داخل در صحن مطهرشدند دیدم و در جلو آنها شخص نورانی، خوش صورت، عظیم الشانی بود، و در دست جماعتی از آن اشخاص که پشت سر او بودند کلنگها بود، پس همینکه به وسط صحن مقدس رسیدند آن بزرگ که در جلو آن جماعت بود به آنها فرمود بشکافید این قبر را و بیرون بیاورید این خبیث را و اشاره کرد به قبر مخصوصی، پس چون شروع کردند به کندن قبرش، از شخص پرسیدم که این شخص بزرگوار که امر می فرماید کیست؟ گفت: حضرت امیرالمومنین(علیه السلام) است. پس در این حال دیدم که امام ثامن ضامن، حضرت امام رضا(علیه السلام) از روضه مبارکه بیرون آمد و خدمت حضرت امیرالمومنین(علیه السلام) رسید و سلام کرد. آن حضرت هم جواب سلام را دادند. پس امام رضا(علیه السلام) عرض کرد ای جداه! از شما مسئلت و خواهش می کنم که عفو بفرمایید از این شخص که در اینجا مدفون است و به من تقصیر او را ببخشید. فرمود: که میدانی این فاسق فاجر، شرب خمر میکرد؟ عرض کرد: بلی لکن وصیت کرد در وقت مرگ خویش که او را در جوار من دفن کنند. پس ما امیدواریم از شما که عفو بفرمائید از او. فرمود: به تو بخشیدم تقصیرات او را. پس تشریف برد آن حضرت و من از وحشت بیدار شدم و بیدار کردم بعضی از خدام آستانه مبارکه را وآمدیم به همان موضع که در خواب دیدم؛ دیدیم که قبر تازه ای است و بیرون ریخته است قدری از خاک آن. پس پرسیدم که صاحب قبر کیست؟ گفتند مردی از اتراک است که دیروز در اینجا دفن شده است.